جستجو
آرشيو ماهانه
صفحه اصلی وبلاگ
آرشیو
نشریه الکترونیک موازی
تماس با ما

















" سوال " :: صفحه اصلي :: ببخشيد چند لحظه!

بی کلک!

هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم...

اینک این تو که چهره می پوشی
اینک این ما که بی نقاب شدیم...

سامان، علی، فرشید، بهار،... دوست داری چی صدات کنم؟! تو دلت بازی می خواست، منم نامردی نکردم، پیچیدم به چپ و شدم هم بازیت. اما هر بازی قایم باشکی( یا موشکی ) یه روز باید تموم بشه! هر چند تو این مدت خودم رو زدم به ندیدن تا تو دیرتر بسوزی!... حسابی بهت خوش گذشت و چاق شدی، فکر کردی تو این وانفسای بیکاری خوب واسه ما کار جور کردی و رفتیم سر کار، مگه نه ؟!
درست حدس زدی ، تو این دو هفته ای که نبودم، خوابونده بودنم تو هویچ! این جوری به وبلاگ نگاه نکن، محتاج اسپند می شه!
(الان درست حس دختری رو دارم که حال داداشش رو یه نموره گرفته!)

امیدوارم مثل همیشه هم بازی خوبت بوده باشم، بی کلک!

نویسنده : سوگل سه شنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۴ - ۳:۱۲ بعدازظهر نظرات (20)
لينک يادداشت