" دو کلمه حرف حساب "
دخترم !
... اگر روزی دل به آفتاب چهره ی مردی بستی ، با او یک دل باش . هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد دختری ناخن پای خود را به خاطر او عریان کند . من پیرمردم و شاید حرفهای خنده آور می زنم ؛ اما برهنگی بیماری عصر ماست . به گمان من ، تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است . بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد ؛ مال دوران پوشیدگی . نترس ! این ده سال تو را پیرتر نخواهد کرد . به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره لختی ها می شود ...
« چارلی چاپلین »
لينک يادداشت مطالب مرتبط(0)