چاپ اين صفحه
نشريه الكترونيك موازي
جمعه، ۹ دی ۱۳۸۴ ساعت ۹:۴۱ بعدازظهر

من یک دختر شایسته ام! / 
موضوع :دخترونه

ريحانه اميني

قدم 150 سانتي متر است درست متناسب با وزنم که 30 کيلو است. بيشتر از همه بچه هاي فاميل تک گرفته ام و در اين زمينه رکورد دارم. با اين حال دارم دانشگاه آزاد چلغوز‌آباد درس مي خونم، ليسانس علّافي. البته اين جا هم يک جو رهايي مشروطم، ولي قربان جيب بابايي که نمي‌گذارد بيرونم کنند. اهل هيچ رقم ورزشي نيستم. مگر اين که کلاس داشته باشد. دو سه روزي رفتم کلاس يوگا، استخر هم با برو بچ مي رويم، البته محض آب بازي.  البته بگويم اسکيتم حرف ندارد. توي خيابان روي همه را کم مي کنم. عشق است و صفا. روزي سه پاکت سيگار مي کشم. معنيش اين است که خيلي با‌کلاسم. مانتوي قد پيراهن مردانه مي‌پوشم، به رنگ مد سال؛ حالا صورتي باشد، قرمز، آبي فرقي نمي‌کند. پاچه هاي شلوارم را چهل لايه زده ام بالا که پاهايم از بيست فرسنگي پيدا باشند. موهايم را زرد کرده ام با مش نارنجي فانتزي. ابروهاي نخ تاتو شده خنجريم دل را مي برد. با همه پسرهاي دانشگاه، محله، کوچه و ... دوستم. تازه به جز دوستان چت و ... . بلند و دلبري مي‌خندم، با‌حالم، اهل حالم، مهربان، با اتيکت، اجتماعي. خلاصه همه چي تمام. اسم تمام خواننده هاي خارجي را بلدم و آهنگهاي‌شان را با سوت مي زنم. اهل اس ام اس بازيم خفن. جديدترين ها را پوشش مي دهم. دنبال جديدترين ها با سر مي دوم. ماهواره پيش من کم مي آورد. توي پارتي ها مي‌ترکانم. البته به مامانم قول داده ام اکس نخورم، ولي مانعي براي مايعات وجود ندارد. مي فهمي که؟  هميشه رژيم دارم. البته زير نظر دکتر تغذيه. از آن دکترهاي الکي نيست ها بالاي شهر مطب دارد کلي هم سرش شلوغ است من را که مي بينيد منشي‌اش دوستم بود با پارتي بازي وقت گرفتم. اهل خودنمايي نيستم، ولي نمي دانم چرا توي کوچه و خيابان همه نگاهم مي کنند. به قول معروف خوشگلي هم براي ما دردسر شده. اهل ازدواج نيستم. اين کارها مال امل‌هاست. مگر از جانم سير شده ام که يک عمر با يک آدم زبان نفهم که قدرم را هم نمي‌داند زندگي کنم. اين همه بچه باحال توي خيابان ريخته. حيف نيست فقط با يکي عمرم را هدر کنم؟ خداييش حيف نيست؟ باز هم بگويم؟ خداييش من را انتخاب کنيد بد نمي‌بينيد!




: پرینت گرفته شده از
http://www.movazi.ir/archives/000534.php