این دستها اين دستها لياقت دارند که به سر و سينه بيايند وقتي اسم حسين شنيده ميشود
فاطمه لنگری زاده
تصاویری طراحی شده برای پشت صفحه ویندوز با توجه به نظرات خوانندگان بخش کاغذ دیواری با تغییرات مورد نظر شما منتشر می شود
خالی بندی دیدم یه چند وقتیه آبجیم ناراحته، بعدا فهمیدم مزاحم تلفنی داره... - ساسان خادم
اسم ندارد برداشت شما از این طرح چیه؟
محمد رضا دوست محمدي
آن شب باراني روزي که عمو تهمورث امد دو ماه بود که من عاشق منير شده بودم!
مژگان عباسي
اميد زندگي در: عــــصرهاي مــبتذل پارکهاي شهر
در: صــــبـحهاي بيهـــــيـجـان ادارهها - زهرا باقريشاد
يک عاشقانهء دلتنگ ماهي طلايي ها سر انگشتانم را مي مکيدند و من سر شار تر مي شدم
مسعود كرمي
صبح نزديک هنوز دهانش باز بود و چشمانش بسته...! با ترس و ترديد دست بر جاي جاي بدنش گذاشت تا «زخمي دهان باز کرده» بيابد و آنگاه فرياد درد سردهد!
محمد مهدي نادري-زهرا شعباني
اتوزنی همهي اون بالاييها رو نداريم ولي تو ماشينمون جا داريم هلو... بپر بالا!
نرگس فتحي
من اينجايم و من اينجايم در حصار تنگ و طلائي اطاقم در گير با ثانيه هاجنگ با دقايق فتح ساعتها تا كي بايد اينجا بمانم - سيدمحمد باقرآبادي
قابل توجه پسران من يه دختر تحصيلکرده و خانوادهدار هستم که خيال دارم با مهريهي 1 شاخهي گل به عقد 1 پسر با همين شرايط در بيام... - ليلي هاني
روی ماه خداوند را ببوس مهرداد آنقدر با pen friend اش نامه نگاري گرد تا پاک عاشقاش شد. - مصطفی مستور