ژورنالیسم حرفه ای!
سرقت ادبی و مافیای جذب مخاطب در سایتهای فارسی زبان
مجید عزیزی

چه می کنه این رودهن!
اینجا همه دخترها و پسرها موبایل دارند، اما...

چگونه Up to date شویم!(قسمت دوم)
کیف ساوجبلاغی، شلوار پاچه قلمکار، موبایلدون ممسنی! - ساسان خادم

هدیه موازی به خوانندگان
از این شماره در این ستون تعدادی کاغد دیواری زیبا منتشر می شود.

ضد امنيت ملي
اولين نامه‌ي عاشقانه به دستش رسيد. روي پاكت با خط زنانه و زيبايي نوشته شده بود « براي ابراهيم»
مژگان عباسي

جزیره رمانتیک!
ابوالفضل محترمی

کانون پیوند
عروس خانوم كه به دليل رعايت شئونات اسلامي چنان رو گرفته بودند كه فقط دماغ مباركشون پيدا بود...
مژگان عباسي

تو مثل ستاره
سلمان هراتي

قرعه قسمت
ننه علي آخرش هم نفهميد «مسنجر» و «اوركات» چه جانوراني هستند
محمد مهدي نادري-زهرا شعباني

نامه چهارم
همسر عزيزم؛ تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم!
محمد مهدی کارگر

من بدم مى‏آيد!!!
یک دانشجوی دانشگاه شریف، ورودی ۸۲

در کنار خطوط سيم پيام
حالاکه خوب ياد گرفته اييم همديگر را اينترنتي ببوسيم - زهرا باقري شاد

من ، تو ، شوق رسيدن!
آخر بي همسفر که نمي شود پريد!- پریناز صوفی


آيا داشتن دوست دختر يا دوست پسر ايرادي دارد؟!
يك دختر يا پسر بايد بياموزد كه چگونه با فردي از جنس مخالف خود...
حميد غلامزاده

اخلاق جنسی
مرتضی مطهری


ماهنامه
فرهنگی
هنری
اجتماعی
[ دوشنبه اول هر ماه ]

تاريخ انتشار : دوشنبه، ۱۶ آذر ۱۳۸۳


تاريخ انتشار : دوشنبه، ۱۶ آذر ۱۳۸۳
او
از روز اولي که دخترک مي خواست دبيرستاني شود، در راه او را مي ديد؛ و از همان روز اول احساس کرد که او با بقيه فرق دارد. خوشتيپ تر، با کلاس تر، و.... هماني که او هميشه در ذهنش مي گذراند. حالا که روزهاي آخر دبيرستان را مي گذراند و مي خواست دانشجو شود، هنوز هم در مسير با هم مي رفتند و حالا خيلي به هم نزديکتر شده بودند. فقط هميشه افسوس مي خورد که چرا تنها قسمتي از مسير را با هم قدم مي زنند و نمي توانند بيشتر با هم باشند. گاه ساعتها مي ايستادند و در همان مسير هميشگي با هم گفتگو مي کردند.
امروز او دانشجو شده است و مي خواهد که از همان مسير هميشگي به دانشگاه برود. مثل هميشه سر قرار آمد، ولي هر چه گشت او نبود و به جايش روي بيلبورد نوشته شده بود: «براي تبليغات در اينجا با ما تماس بگيريد: ...912»


جستجو