تاريخ انتشار : دوشنبه، ۵ دی ۱۳۸۴  |   موضوع : یادداشت  |   نسخه قابل چاپ

روز برادری!
مجید عزیزی
مردمي در مقابل دنياي دوقطبي شرق و غرب ساز مخالف مي‌زنند و انقلاب مي‌کنند. خلاف روند جامعه نوين جهاني حرفي نو مي زنند و مدعي ارائه ايدئولوژي جديد براي اداره جامعه و سعادت مردم مي‌شوند و بر مبناي همين اصول ، حکومتي تشکيل مي دهند. اما اکنون پس از گذشت ربع قرن، از آن ايدئولوژي، تنها شعار‌هاي سياسي‌اش باقي مي ‌ماند و در عمل و در مسائل فرهنگي و اجتماعي رفته رفته به جريان غالب جهاني باز مي گردد و غافل از هزينه هاي گزاف مادي و معنوي که بر سر اصول خود صرف کرده است ،الگوي ليبراليستي زندگي غربي را براي خود بر مي گزيند.. –(البته اين روند روي‌آوري و روِي‌گرداني و بالعکس در زمان رواج کمونيست نيز در مقياسي کوچک تر مشهود بود. انگار ما بايد هميشه دنباله روي چند دهه عقب مانده دنيا باشيم!)-
امروز ظاهر و باطن جامعه ما به سمت الگوبرداري از دنياي مدرن به عنوان تنها روش زندگي! شتاب مي گيرد. مصداق بارز آن بيل‌بورد‌هاي عظيم و تبليغات رنگارنگ محصولات غربي در سطح وسيع. شيوه هاي سرگرمي نيز متاثر از فرهنگ غربي و کاملا وارداتي است. از تئاتر، سينما و موسيقي گرفته تا انواع و اقسام ديگر هنرها، سرگرمي‌ها و جنبه هاي مختلف گذران زندگي از قبيل تغيير نوع پوشش، رواج مصرف‌گرائي و غيره. و وقتي اين‌چنين شد، صد البته «غذاي آماده (fast food) هايدا» به تقليد از « غذاي آماده (fast food) مک دونالدز» نيز در اين جامعه به خوبي جواب مي‌دهد!
در اين ميان آنچه عجيب و سوال برانگيز به نظر مي‌رسد، نحوه مشارکت دولت و رسانه هاي دولتي نظير صدا و سيما در اين روند است. هرآنچه تا به امروز در راستاي تبليغات فرهنگي از اين نهادها ديده ايم، الگوبرداري صرف از آن‌ور آب‌هاست! دريغ از يک ذره ابتکار! دارا و سارا در مقابل باربي، مسابقات قويترين مردان ايران به تقليد از مسابقات قويترين مردان جهان، انتخاب دختر نمونه ايران به تقليد از انتخاب دختر شايسته جهان و الي آخر که مثال از اين دست فراوان است و قصد ما پرداختن به همه آنها نيست.
باربي -(و جزء تفکيک ناپذير آن يعني تبليغات خاص‌اش)- را يک شرکت در آمريکا توليد کرد، ابتکار خوبي بود و دنياي کودکان جهان را تسخير کرد. دارا و سارا‌ي ما يک صدم آن مورد استقبال کودکان ايراني قرار نگرفت. قويترين مردان جهان ده ها سال است که در دنيا برگزار مي شود و در ايران در پنجمين سال برگزاري  آن با دعوا و چاقو‌کشي متوقف مي شود! طرح دختر شايسته پنجاه سال پيش به ابتکار يک انگليسي آغاز و از آن موقع به غير از معدودي از کشورهاي اسلامي نظير عربستان و پاکستان ، در تمام دنيا برقرار است. و حالا دختر نمونه ايراني!
قبل از انقلاب اسلامي، مجله «زن روز» اقدام به برگزاري مسابقات دختر شايسته در ايران مي کرد. اما چند ماه پيش طرح انتخاب دختر نمونه (و نه شايسته!)، مجددا در يک برنامه صدا و سيما مطرح شد. شوراي فرهنگي اجتماعي زنان آن را ادامه داد و به طور جدي براي عملي شدنش شروع به فعاليت کرد. کميسيون فرهنگي و کميسيون زنان مجلس نيز از آن حمايت کردند. حالا اين موضوع بحث داغ رسانه ها شده است و موافقان و مخالفان سرسختي پيدا کرده است. قصد ما موافقت يا مخالفت با طرح مذکور نيست، بلکه موضوع اين است که چرا «دختر نمونه»؟! دليل اين انتخاب اين طرح و طرح هاي مشابه وارداتي و هدف از آن‌ها چيست؟
هيچ‌گاه از خودمان سوال کرده ايم که چرا نبايد حتي براي يک بار هم که شده ما طرحي نو براي جهان –که نه! آن پيش کش!- براي خودمان اجرا کنيم؟! آيا حتما بايد نمونه هاي غربي را بگيريم و بومي‌سازي کنيم؟ نهايت خلاقيت‌مان بايد پخت بزرگترين پيتزاي سبزيجات دنيا باشد؟! -(که البته آن هم در اصل برگرفته از انواع مسابقات عجيب و غريب براي ثبت در کتاب رکورد‌هاي «گينز» است)-  شعار «مي شود و مي توانيم» را يک بار هم در خلاقيت در اين زمينه ها امتحان کنيم، يقينا احتمال شکست‌اش از موارد ذکر شده کمتر نباشد، بيشتر نيست.
به عنوان مثال آيا اين سوال برايمان پيش نيامده که چرا ايرانِ متهم به عدم رعايت حقوق زنان، در دولت‌اش شوراي زنان دارد، مردان نه!، در مجلس‌اش کميسيون زنان دارد، مردان نه!، صدا و سيماي‌اش برنامه دخترانه دارد، پسرانه نه! شهرداري‌اش فرهنگسراي دختران دارد، پسران نه! مطبوعات دولتي‌اش نشريه دختران دارد، پسران نه! و الي آخر و حالا هم دختر نمونه دارد و پسر نمونه نه! بگذريم...
در پايان يک پيشنهاد قابل بررسي!: اسلام دين برابري و «برادري» است و همين شعار دليل گرايش اقوام و ملل مختلف به آن بوده است. از ديرباز و هم‌اينک نيز عقد اخوت و «برادري» در بين مسلمانان و ايرانيان مرسوم بوده است. –(عقد اخوت حضرت محمد(ص) و امام علي(ع) در صدر اسلام و عقد اخوت‌هاي دوران دفاع مقدس در دوران معاصر)-. در غرب نيز قبل از آغاز مدرنيته، برادري «brotherhood» از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است. –(هرچند اکنون با رواج همجنس‌گرايي در غرب از ترس متهم شدن به اين جريان غير اخلاقي، از دست دادن با هم‌جنس نيز اجتناب مي کنند)- . خلاصه کلام اين‌که؛ مي شود به جاي الگو گرفتن از جامعه نوين جهاني و طرح دختر نمونه، بدون ترس از متهم شدن به برخي مسائل، حرفي نو زد و طرحي نو در‌انداخت. انتخاب روز برادري، مي تواند طرحي با قابليت‌هاي فراوان برگرفته از هويت و مليت ايراني و اسلامي باشد که به علت سازگاري با افکار عمومي مردم دنيا و فطرت بشري امکان الگو‌دهي به دنيا را نيز دارد.
نظرات (3)  |   ارسال به دیگران