تاريخ انتشار : دوشنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۴  |   موضوع : دو طرفه  |   نسخه قابل چاپ

گفتگو با مسعود ده‌نمکی درباره فقر و فحشا

مسعود ده‌نمکی را خیلی‌ها نمی‌شناسند، خیلی‌ها هم تازه او را شناخته‌اند، یعنی از وقتی سی‌دی «فقر و فحشا» را دیده‌اند؛ البته یک عده هم او را از قبل می‌شناختند، با نوشته‌هایش در «جبهه» و «شلمچه»! و حالا ده‌نمکی دانشجوی علوم سیاسی است و فیلم مستند هم می‌سازد، آن هم از نوع «زیر 18 سال ممنوع»!!!
گذاشتن قرار مصاحبه با او کار سختی نبود؛ یعنی کلاس نگذاشت و راحت قبول کرد، ولی وقتی سر قرار مصاحبه حاضر شدیم، دیدیم حسابی شمشیر را از رو بسته و گارد تدافعی گرفته است. ذهنش پر از خاطره‌های تلخ منتقدانی بود که فقط فیلمش را کوبیده بودند. حالا نه که فکر کنی ما بدون پیش‌زمینه ذهنی رفته بودیم برای مصاحبه که ما هم تا حدودی پیش‌داوری ذهنی داشتیم. ولی کمی که صحبت کردیم (که بیشتر به جر و بحث نزدیک بود تا صحبت)، آرام‌تر شد و سر درد دلش باز.
خيلي‌ها در حق فيلمش بي‌انصافي كرده بودند؛ مثلا گفته بودند كه فيلم مستند نيست و ساختگي استف و عده‌اي هم بر عكس خرده گرفته بودند كه چرا فيلم با آدم‌هاي حقيقي ساخته شده و بهتر مي‌بود كه از هنرپيشه استفاده و صورتشان را شطرنجي مي‌كرده و خلاصه سر اينطور انتقادها خيلي عصباني بود. البته اين را هم بنويسم كه به برخي سوالات ما جواب سربالا داد و حسابي مسئله را پيچاند و بعضي وقت‌ها هم كه «و آنگاه خداوند توجيه را آفريد!»

اصلا هدفتان از ساختن فيلم فقر و فحشا چه بود؟!
- با توجه به اينكه در دوره‌هاي مختلف، براي ارتباط با مخاطبين بايد از زبان‌هاي متفاوتي استفاده كرد و حالا كه ذائقه مخاطب از رسانه‌هاي نوشتاري به رسانه‌هاي ديداري و شنيداري تغيير كرده، احساس كردم كه حرفم را به وسيله فيلم راحت‌تر مي‌توانم بزنم و از آنجات كه سينماي مستند بر خلاف سينماي داستاني در انتقال واقعيت‌ها به مخاطب دچار پرده‌پوشي كمتري است، از اين ابزار استفاده كردم. تمام حرف من در فيلم، بحران عدالت بود. عدالتي كه بايد در يك جامعه اسلامي باشد و نبودش باعث بروز خيلي مسائل شده است. يكي از نتايج و علل اساسي نبود عدالت، وجود فساد و تباهي و فقر است و فحشا. اصلا فيلم براي اثبات ارتباط اين علت و معلول يعني فقر و فحشا جلو رفته است.

يعني وجود فحشا در جامعه فقط به دليل فقر اقتصادي است؟ يعني در ميان طبقات متوسط و يا بالا اين پديده وجود ندارد، يا مگر فحشا نمي‌تواند ريشه در فقر فرهنگي داشته باشد؟
- فحشا مي‌تواند دلايل متفاوتي داشته باشد، مي‌تواند به دلايل مسايل خانوادگي يا از فقر فرهنگي باشد و يا خيلي دلايل ديگر. اما اين فيلم قرار بود ارتباط فقر و فحشا را بررسي كند. حضرت علي (ع) وقتي در دوره خلافتش پيرمرد نصراني را مي‌بيند كه گدايي مي‌كند، حساسيت نشان مي‌دهد و مي‌گويد اين پيرمرد بايد آنقدر تامين باشد كه گدايي نكند، چون در جواني‌اش در اين جامعه كار كرده است. اين حديث را حتما شنيده‌ايد كه «هر آينه نزديك است كه فقر به كفر بيانجامد.» من اين فيلم را ساختم كه اعلام خطر كنم، اصلا فيلم با آژير خطر شروع مي‌شود كه بگويد فقر، دزدي و رشوه‌خواري مي‌آورد، فحشا مي‌آورد، كفر مي‌آورد. چطور وقتي صحبت از آسيب‌هاي اجتماعي ديگري مثل دزدي و رشوه‌خواري است و علتش فقر بيان مي‌شود، كسي صدايش در نمي‌آيد، ولي وقتي مي‌گوييم ممكن است عده‌اي از فقر به فحشا كشيده شوند اعتراض خيلي‌ها بلند مي‌شود!؟

مخاطبين اين فيلم چه كساني هستند و اگر قرار بود كه مخاطب خاص داشته باشد چرا الان سر چهارراه‌ها فروخته مي‌شود؟
- اين فيلم را براي مسئولين ساختم و اجازه اكران خصوصي را هم نداشتم. هزار نسخه از فيلم كپي كردم و براي مراجع و مسئولين فرستادم؛ اما اينكه چطور اين فيلم بين مرد مپخش شد، من نمي‌دانم! ولي فكر مي‌كنم چون اين فيلم با فطرت جامعه هم‌خواني داشته بين مردم پخش شده؛‌ من اين را امتياز فيلم مي‌دانم، چون قبل از «فقر و فحشا» بيست فيلم با موضوع فحشا ساخته شده كه بي‌پرده‌ترينش متعلق به باشگاه خبرنگاران جوان و فيلم «زنانه» خانم مهناز افضلي است كه خيلي بازتر و عيان‌تر مسايل مربوط به فحشا را نشان مي‌دهد. جالب اينجاست كه كمتر كسي در مورد آن فيلم‌ها خبر دارد، اما سي‌دي فقر و فحشا چون دغدغه‌اش عدالت است و مي‌خواهد رابطه فقر و فحشا را نشان دهد، مردم پسنديدند و خودشان تكثير كردند و ديدند.

بازتاب اين فيلم چطور بود؟
- من با موجي از انتقاد چه از طرف مذهبي‌ها و چه از طرف غيرمذهبي‌ها مواجه شدم. البته مذهبي‌ها بيشترين انتقاد را داشتند. بعضي از اين انتقادها خيلي غيرمنطقي بود. خوب البته كسي كه با غرض فيلم را نگاه كند با مرض هم برداشت مي‌كند. الان مقاله‌هاي انتقادي اينجا دارم كه طرف نوشته من مي‌خواستم با اين فيلم به براندازي جمهوري اسلامي اقدام كنم،‌يا ديگري نوشته است كه من مي‌خواستم معروف شوم و اين فيلم را ساخته‌ام كه استفاده‌اش را ببرم؛ اينها اتهام است و مي‌توانم پيگيري قضايي كنم. از آن طرف غيرمذهبي‌ها هم كه حسابي به من فحش دادند و هر چه دلشان خواست عليه من و فيلم نوشتند.
ولي نقدهاي منصفانه هم بود. مثلا بهروز تسليمي نامه‌اي فرستاد و در آن صرف نظر از مضمون و محتوا، پانزده ايراد فني وارد گرفت كه نامه‌اي برايش نوشتم و به خاطر انتقادهايش تشكر كردم. يا بعضي از متدينين از سر دلسوزي انتقادهايي كردند كه به نظرم به اين خاطر است كه آنها ارتباطشان با جامعه كم است و فقط در حيطه خودشان هستند و حقيقت را نمي‌بينند.

چرا در ساخت فيلم از عوامل حرفه‌اي كمك نگرفتيد، منظورم اين است كه چرا علمي‌تر كار نكرده‌ايد؟
- درست است كه وقتي وارد اين عرصه شدم هيچ چيزي بلد نبودم، ولي اينطور هم نيست كه كاملا غيرحرفه‌اي كار كرده باشم. قبل از شروع ساخت فيلم آمارهاي زيادي از جاهاي مختلف مثل نيروي انتظامي جمع كردم، با خيلي از اساتيد و كارشناسان درباره ارتباط فقر و فحشا صحبت كردم. براي همين اين ارتباط در دو بخش اصلي دنبال شده است: يكي فقر مطلق و ديگري فقر نسبي. در بخش فقر مطلق زن‌هايي بودند كه براي سير كردن شكم بچه‌هايشان به اين وادي افتاده بودند و بخش بعدي زنان و دختراني كه از فقر نسبي به فحشا افتاده بودند، مثل دختري كه پول دانشگاه آزاد نداشت يا پول خوابگاه نداشت. يا زني كه شوهرش ماهي 120هزار تومان حقوق مي‌گرفت و 100هزار تومانش را كرايه خانه مي‌دادند و با 20هزار تومان نمي‌توانستند زندگي‌شان را بچرخانند.

خيلي‌ها معتقدند در همين بخش ارتباط فقر نسبي و فحشا، فيلم به نوعي عمل اين افراد را توجيه كرده است؛ حداقل من و همكارم كه اينجا نشسته‌ايم مثال‌هاي زيادي از زنان سرپرست خانواري داريم كه با حداقل دستمزد كار مي‌كنند و زندگي خود و بچه‌هايشان را به سختي مي‌گذرانند و باز به فحشا تن نمي‌دهند!
- نمي‌گويم اينها نيستند، ولي به نظر من اين آدم‌ها در اكثريت قرار ندارند و برعكس زنان و دختراني كه از فقر نسبي به فحشا كشيده شده‌اند زياد هستند. گرچه شايد شما حرف من را قبول نداشته باشيد ولي من در اين زمينه احساس خطر كردم و در موردش فيلم ساختم. به نظرم مقصرين اين قضيه كساني هستند كه در كنار ايجاد توسعه، فاصله طبقاتي و ليبراليسم فرهنگي را هم وارد كردند و الگوي زندگي مردم را تغيير دادند. خوب وقتي الگوي زندگي در شهرها و كلان‌شهرها تغيير مي‌كند، الگوي زندگي قناعت‌محور مردم تبديل به الگوي مصرف‌گرايي مي‌شود. در صدا و سيماي خودمان براي مردم سطح زندگي تعريف مي‌شود، آن هم يك سطح زندگي پرتجمل و پرزرق و برق. خوب مطمئنا با تغيير الگوي زندگي، سطح ارزش‌ها و ملاك‌هاي ارزشي هم تغيير مي‌كند. براي همين در قسمت فقر نسبي به علل ديگري هم پرداختم، بحث امنيت شغلي زنان -خانم‌هاي منشي در ادارات خصوصي- مردان خياباني، فرهنگ و اخلاق و... آن زني كه زير صندوق صدقات آدامس مي‌فروخت و نمي‌گذاشت دخترهايش كار كنند، آن زن چه مي‌گويد؟
اما اينكه مي‌گوييد علمي كار نكرده‌ام، در فيلم دبي بعد از ورود به فرودگاه، دوربين روي حديثي از حضرت علي (ع) زوم مي‌كند كه در مورد ازدواج موقت است. يا سعي كردم موسيقي بخش‌هاي مختلف را با هدف انتخاب كنم. در صحنه آخر موسيقي فيلم «تروا» را گذاشتم كه بگويم انقلاب از هيچ طريقي شكست نمي‌خورد، مگر از درون كه منظورم فساد اقتصادي و اخلاقي است. آخر فيلم دبي را با نام و ياد حضرت صاحب‌الزمان (عج) تمام كردم كه يعني بايد اميدوار بود. به نظر خودم تا آن حدي كه برايم ممكن بود علمي كار كردم؛ حالا نه كه من مثل مايكل مور فيلم ساخته‌ام، ولي در حد خودش جامع‌ترين كار در مورد فقر و فحشا بود.

چرا براي تحليل موضوع فيلم از فردي مثل ميرشكاك استفاده كرده‌ايد كه انتقادات زيادي به او وارد است؟
- خيلي‌ها به اين قضيه انتقاد كرده‌اند، اما من يك جورهايي احساس دين به ميرشكاك مي‌گردم و مي‌كنم. چون نه تنها من، بلكه خيلي از نويسندگان و شاعران و فيلم‌سازان از او چيزهاي زيادي ياد گرفته‌اند و چون حضرت علي (ع) فرمود «آنكه به من كلمه اي بياموزد، مرا بنده خود كرده است» خواستم حق شاگردي را به جا بياورم، با اينكه نسبت به انتقادهايي كه به او وارد مي‌شود آگاه بودم. از ميرشكاك خواستم مقاله‌اش را بخواند و هزينه اين انتخاب را هم الا دارم مي‌پردازم. ولي به هر حال سليقه من اين بود؛ حرف ميرشكاك را در مقاله‌اش مي‌پسندم و كاري هم به مسايل شخصي‌اش ندارم.

براي آخرين سوال بفرماييد چرا راهكاري براي اين معضل در فيلم ارائه نكرده‌ايد؟ فقط مشكل را بيان كرده‌ايد،‌پس چه كسي بايد اين مشكل را حل كند؟
- خوب معلوم است، مسئولين كشور. وقتي اين فيلم را براي مسئولين فرستادم، بودند كساني كه كلا فقر را به عنوان يكي از دلايل فحشا منكر مي‌شدند، اما حداقل امروز همه قبول كرده‌اند كه اين مسئله وجود دارد. چند ماه پيش نيروي انتظامي اعلام كرد كه 90 درصد دختران و زنان دستگير شده خياباني به دليلي غير از لذت‌جويي به فحشا كشيده شده‌اند. مي‌خواستم به مسئولين بگويم كه فاجعه عميق‌تر از آن چيزي است كه فكر مي‌كنند.
من در تهيه اين فيلم دچار خودسانسوري شديدي شده بودم. مثلا در بيان چهره‌هاي فرهنگي، ورزشي، هنري و سياسي افرادي را پيدا كردم كه آلوده به مسايل فحشا بودند، ولي آنها را معرفي نكردم. مسئولين بايد براي وجود اين معضل جواب داشته باشند و براي حل آن پاسخ داشته باشند. من وظيفه‌ام طرح پرسش بود، آنها بايد پاسخگو باشند.

با تشكر از وقتي كه در اختيار موازي قرار داديد.


نظرات (0)  |   ارسال به دیگران