عاشق شده بود
لیلا غلامزاده
عاشق شده بود و ميترسيد از رسوايي. غرورش اجازه نميداد عشقش را بروز دهد. اگر جوانك او را نميخواست چه؟! خانوادهاش چه ميگفتند؟! تمام فكرش را مشغول كردهبود, احساس گناه ميكرد كه تا اين حد به يك پسر علاقهمند است بدون آنكه اين علاقه را به طرز معقولي عنوان كند. احساس نوعي خيانت. تصميم گرفت معشوقي براي خود بسازد. يك معشوق ايدهآل كه روزي خواهد آمد و تنها به او فكر كند تا از آن احساس گناه و يا ترس از نبودن علاقه متقابل رها شود, كه در واقع ميخواست جوانك را فراموش كند. گرچه هنوز هم در اعماق وجودش او را ميخواست, فقط او را. و بالاخره ساخت آن معشوق ايدهآل را و تمام علاقهاش را وقف معشوق ساختگياش كرد. هر روز به او فكر ميكرد تا جوانك را فراموش كند. هر روز هرروز و ...
و از آن روز تمام خواستگارانش را رد ميكرد, تا معشوقش, معشوق ايدهآلش بيايد!
آخرين خواستگار, جوانك بود, اما دخترك او را نپذيرفت!
او منتظر معشوقش بود...
خورشيد تيره شد
و ماه سياه شد،
چون من عاشق او شدم
و او عاشق من نشد
(دوروتي پاركر، شاعر آمريكايي)
Kurt
محمد علیخانی
امير
عشق يا شهوت
بي خاطره
يه همدرد
يه همدرد
سارا
نشمین
سحر
فاطيما
من يه عاشق احمق هستم
هلن
فيروزه
هدي
فرشاد
فرنوش
فري
فري
فري
فرشته
فرشته
پريسا
رها
mina
صبا
محيا
محمد علي
پيام
سحر
علي امن زاده
زهرا
مهران
mahsa golabiii(paeez
روزا
مسعود
دل ديوونه
ايمانا
سارا
مهرزاد آروين مهر
ارش
محمد
مستانه
دل ديوونه
علي
بيتا
رابين هود
حامي
صادق
بهاره
سيد حسين متوليان
دل ديوونه
الميرا
ramram
هدا-حیات خلوت
دل ديوونه
ساجده
مهرورزان