تاريخ انتشار : دوشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۸۳  |   موضوع : غروب  |   نسخه قابل چاپ

گپی با بتیکا ...
حميد غلامزاده

در این شماره نیز با یک دختر آمریکایی به گفتگو نشسته ایم؛ بتانی موریارتی، 21 ساله و ساکن دد موينز  ايالت آيووا...

سلام بتيكا؛ وقتش را داری اگر بخواهم چند تا سوال ازت بپرسم، چیزی شبیه مصاحبه یا بحث؟!
- سلام؛ بله حتما...
راستش من دارم در موضوع روابط دختر و پسر كار مي‌كنم؛ در كشورها و فرهنگهاي  مختلف... من از كشور ايران اسلامي هستم و اين روابط در اينجا تابع برخي اصول ديني نيز هست...
- اوهوم... خوب؟!
من مي‌خواهم بدانم كه اين روابط در آنجا چگونه است؟
- خوب اين روابط براي افراد مختلف فرق مي‌كنه... برخي افراد هستند... و بعضي خانواده‌ها كه ارزش‌هاي ديني را وارد اين روابط مي‌كنند؛ و در نتيجه تا حد زيادي دين وارد اين روابط مي‌شود... اما باز هم... فكر مي‌كنم شكل آن متفاوت از ساير كشورهاست.
در عين حال من احساس مي‌كنم كه گويي ازدواج يك امرمقدس است... اما نه در دنيا... تنها در قلب من... دنيا سرد و خشنه... باعث تاسفه اما دنيايي كه من در آن زندگي مي‌كنم باور ندارد كه ازدواج يا عشق امر مقدسي باشه...
هوم... پس تو به ازدواج در دنياي واقعي معتقد نيستي؟!
- چرا معتقدم.. اما با شخص مناسب. اما معتقد نيستم كه همه مردم به اين اعتقاد داشته باشند.
مي‌تواني براي من درصد اين را بدهي؟
- درصد چه چيزي رو؟!
درصد كساني كه به ازدواج معتقدند و كساني كه معتقد نيستند.
- نه... اين يه چيز شخصيه. خيلي‌ها هستند كه ازدواج كرده‌اند بدون اينكه لزوما به آن اعتقاد داشته باشند.
و فكر مي‌كنم اين خودش يكي از دلايلي باشه كه منجر به طلاق مي‌شود.
- قطعا...
آيا هيچ محدوديتي در ارتباط بين دخترها و پسرها وجود دارد؟ اعم از محدوديت سنتي، عرفي يا قانوني؟
- نه واقعا... اما بستگي دارد. از فرد به فرد تفاوت مي‌كند... من روشنفكر هستم... كسي كه ذهن بسته‌اي دارد يا زيادي مسيحي است ممكن است با اين موضوع موافق نباشد
پس تو معتقدي كه آنها بايد در روابطشان ازاد باشند، درسته؟
- من اينطور فكر مي‌كنم... اگر فردي عاشق كسي باشد بايد اين آزادي را داشته باشد كه بتواند تمام اجزاي خود را با او شريك شود.
حالا كه صحبت از عشق شد... مي‌شه در مورد عشق بگويي؟
- نه
چرا نه؟!!!
- چون تواگه خودت ندوني اون چي هست كه مشكلات عديده‌تري داري!
اما من فكر مي‌كنم كه هر كس تعريف خودش را از عشق دارد...
- دقيقا
و من هم تعريف خودم را دارم.
- بنابر اين تعريف من براي تو بي‌معني خواهد بود.
اما من مي‌خواهم كه نظر تو را بدانم.
- خوب اين موضوعي است كه من در موردش صحبت نمي‌كنم.
خيلي خوب...
- از همصحبتي با تو خوشحال شدم
ممنونم و موفق باشي.

Hamid: hi Bethica...
Bethica: hello..
Hamid: Bethica, do u have time if I wanna ask some questions?
Hamid: sth like a discussion or interview
Bethica : sure
Hamid: actually I'm working on the subject: relatonship between boys & girls
Hamid: in different countries & cultures
Bethica : alright
Hamid: I'm from Iran, an Islamic country
Hamid: and these relations have some religious principles here...
Bethica: hmm.. Alright
Hamid: I want to know how it is there.
Bethica: well.. it's different for everyone...
Bethica: there are some people.. some families who hold religious value within a relationship.. and therefore there is a great deal of religion within those relationships.. but still.. probablly not in the ways that they are in other countries..
Bethica: i still feel as if marriage is a sacred thing.. but not in the world.. only in my heart.. the world is harsh and cold.. it is unfortuante but the world i live in does not believe marriage or love are sacred.
Hamid: hmm...
Hamid: so u don't believe in marriage in real world
Hamid: ?
Bethica: I do.. with the right man..
Bethica: but I dont believe that all people have faith in it..
Hamid: can u give me percent for it?
Bethica: percent for what?
Hamid: those who believe in marriage and those who not
Bethica: no.. thats something personal
Bethica: there are people who are married who don't necessarily believe in it
Hamid: and I think that's one of the reasons they go toward divorce
Bethica: obviously
Hamid: is there any limitation in relations between Bs & Gs there?
Hamid: traditionally, legally or culturally
Hamid: ?
Bethica: not really
Bethica: but it depends.. from person to person.. I'm very open minded.. someone whose very close minded and very christian may disagree...
Hamid: so u say that they should be completely free in their relations, right?
Bethica: i think so.. if you love someone you should be free to share every part of yourself with them.
Hamid: speaking of love... can u tell me about it?
Bethica: no
Hamid:  why not?!!!
Bethica: because if you dont know what it is you have bigger problems
Hamid: but I think everyone has his r her own definition of love...
Bethica: exactly
Hamid: and I've mine too
Bethica: so mine would make no sense to you
Hamid: but I wanted to know yours
Bethica: well its something i dont talk about
Hamid: that's ok
Bethica: nice talking to your
Hamid: thanks alot... good luck.


نظرات (9)  |   ارسال به دیگران