تاريخ انتشار : دوشنبه، ۲۰ مهر ۱۳۸۳  |   موضوع : دايره و مربع  |   نسخه قابل چاپ

از يك عاشق خيانتكار چگونه انتقام بگيريم؟
محسن معيني

هوالجميل

«در نمايشنامه كلاسيك مده‌آ نوشته اوريپيد، وقتي كه از خيانت همسر خود با خبر مي‌شود، فرزندانش را مي‌كشد، آنها را تكه تكه مي‌كند، در غذا مي‌ريزد و به خورد همسرش مي‌دهد.»
اين اولين انتقام يك زن از يك مرد خيانت‌پيشه در ادبيات نمايشي جهان است كه در آثار ديگر مكررا تكرار مي‌شود. اما با ورود تفكر بشر به عصر روشنگري و شكهاي دكارتي و اصالت پيدا كردن تجربه، عمل جاي خود را به نوعي ذهني‌گرايي صرف مي‌دهد، آنگونه كه هملت وقتي از خيانت مادرش نسبت به پدرش خبردار مي‌شود توان هيچ عملي را ندارد. او شك مي‌كند، در شك خود شك مي‌كند و اين بازي تا آنجا پيش مي‌رود كه خود او هلاك مي‌شود.
تاريخ پيش مي‌رود و ذهني‌گرايي همچنان تشديد مي‌شود تا آنجا كه به قول فوكو، واژه و چيز (شي) يكديگر را گم مي‌كنند. به نظر او ديگر براي ناميدن يك مفهوم هيچ واژه‌اي وجود ندارد. بشر گرفتار نوعي از هم گسيختگي مي‌شود و ديگر نه انتقام و نه خيانت در گفتمان پست مدرن معنايي ندارد.
اما در عصر پست مدرن(!) خيانت هم مي‌شود و من در جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنم و در بين جوانان بسيار بسيار زياد هم خيانت كردن و هم مورد خيانت واقع شدن را مي‌بينم.
حالا چه بايد كرد؟ اگر كسي در رابطه‌اش با ما خيانت كرد چه بايد بكنيم؟
1) اگر به شما خيانت شود (بر اساس آنچه در دو مقاله قبل آمد) بي‌شك ايراد از شماست؛ به اين معنا كه شما نظرباز خوبي نيستيد. (به مقاله قبل مراجعه شود)
2) گيريم كه به شما خيانت شود؛ شما حق انتقام گرفتن داريد، اما اگر ببخشاييد بهتر است. چرا كه هر انتقامي بي‌شك به خود شما هم حجمي از انرژي منفي وارد خواهد كرد.
3) حالا گيريم كه نخواهيد ببخشيد و بخواهيد انتقام بگيريد. چه روشي بايد اتخاذ كرد؟ به نظر من به شيوه مده‌آ عمل كنيد. نه، تعجب نكنيد. منظورم اين نيست كه فرزندان (احتمالي‌تان!) را بكشيد و به خورد يار سابق بدهيد؛ بلكه منظورم اين است كه بر اساس مفهوم عمل مده‌آ عمل كنيد:
از بين بردن فرزند و خوراندن آن به شوهر نمادي است از بازگشت به اصل و ريشه‌هاي سنتي و تجديد نظر در آن مفاهيم. فرزندان حاصل از همراهي جنسي جيسون و مده‌آ حاصل يك هوس هستند، آنها نمادي از نوعي هوس زودگذرند كه بايد پاك شود و بازگشت به تعادل تنها از طريق از بين بردن هوس ممكن است. اساسا در تفكر يونان باستان فرزند نماد نوعي شهوت‌راني و قدرت‌طلبي است (درست و غلط آن پاي خودشان). اوريپيد در اين نمايشنامه خود به شكل نمادين راه بازگشت به تعادل را از بين بردن هوس و بازتاباندن هوس به سوي ديگري است به اين معنا كه هوس عاشق خيانت پيشه را از بين ببريد و آن را به خود او بازگردانيد. هر چند اين درام با نقدهاي عده‌اي از فلاسفه از جمله ارسطو و كانت روبرو شد، اما بعدها از جمله ريشه‌هاي ظهور مكتب فلسفي هنري رومانتي‌سيسم شد. به طور كلي تمام عاشق‌پيشه‌هاي تاريخ ادبيات، فرهنگ و هنر و انديشه از شيللر و گوته بگيريد تا معاصرين، همه و همه به نوعي از تفكر اوريپيدي وام گرفته‌اند؛ به اين معنا مي‌توان گفت همه عاشقان دنيا بر اين باور درست هستند كه:
«عشق را بايد از هوس پالوده كرد» به اين معنا براي انتقام گرفتن از هر خيانت پيشه‌اي هم بايد از هوس دور شد و پرهيزگاري پيشه كرد.


نظرات (8)  |   ارسال به دیگران